برچسب:
نویسنده: مریم صفری
امروز زمان بستهی اینترنتیم به پایان میرسه و هنوز حجم دارم. اگه آهنگ خوب میشناسین اسمشو لطفا بگین، برم دانلود کنم.
ترجیحا با کلام.
ترجیحا مضمون خوب، از اینایی که آدم باهاش فکر میکنه.
خیلی ریتمیک نباشه.
اگه لینک بدین که عالیه.
+ سپس آهنگای پیشنهادی رو میذارم همینجا :)
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
قبل اذان داشتم برای پدر دکتر قرآن میخوندم، از اول جزء سه تا سر آل عمران. بعد اذان شد و افطار کردیم و نماز خوندیم و با مددکار و روانشناس رفتیم مسجد. برامون قرآن آوردن، باز کردم "بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم . الم . اللهُ لا اِلهَ اِلّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیّوم"*
حس خیلی خوبی بود، مثل حس کسی که حس میکنه نیتش قبول شده :) **
* سوره آل عمران، آیه یک و دو.
** فقط حس بود، جدیش نگرفتم :)
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
قبل از افطار خونه بودم! موقع اسماءالله، حتی موقع ربّنا هم! زمزمه کردن اسماءالله الحسنی واقعا لذتبخشه!
هر شب که این شانسو ندارم، امشب داشتم. عالیه! نیست؟ :)
+ یادتان باشد طبق روایتی از حضرتش، از اعمالی که بر شب قدر وارد میباشد، دعا برای آرتمیس میباشد.
لازم که نیست در مورد حضرتش شفافسازی کنم؟
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
صدای شُرشُر آب میومد، گفتم بیخیال! الان رفتم تو آشپزخونه، فرشش رو آب برداشته! یادم رفته شیلنگ لباسشویی رو بذارم تو دستشویی :(
کی میاد با دهن روزه فرش بشوریم؟
ساعت چهارده و بیست و دو: فرشو شستم، لباسامو پهن کردم، آشپزخونه رو شستم، طیامم کشیدم، الانم زیر کولر ولو شدم!
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
00:00
:)
خوبه کسی ذهنخوانی بلد نیست :)
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
اول اینجا
.
.
.
من نه دیوانهام، نه غمگینم که فکر خودکشی تو سرم باشه، مهندسم که نیستم، پس چرا انقد علاقه دارم سرک بکشم به این پروژههایی که گله به گله تو شهر پخش شدن و از قضا هفت هشت متر و بلکم بیشتر عمق دارن؟ یه حس جالبی بهم میده! هم عمقش هم دم و دستگاهها و هم این فکر که چطوری اون همه تیرآهن و میلگرد، دسته به دسته با نظم و ترتیب اونجا نشستن! خدا بیامرزه اونی که به زور منو به این ور علم رهنمون شد...
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
اولی رو خیلی دوست دارم، دومی رو دوست دارم، سومی رو هی همچین دوست دارم، ما بقی رو هم نه چندان :) ولی اولی رو خییییلی دوست دارم :):):)
مامان یخچالو ریختن بیرون اینا از توش کشف شدن. اینکه چرا نمیشه لاک بزنم خوب معلومه چون هر روز سرکارم و تازه پد لاکپاککنمم تموم شده. اینکه چرا تو یخچال نگهشون میداریم معلوم نیست :)
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
یکی از وبلاگهایی که دنبال میکنم بعد از اتمام رایدهی و قبل از اعلام نتایج، اظهار امیدواری کرده که طبق شواهد، پیروز انتخابات هستن و یکی دیگه از وبلاگهایی که دنبال میکنم و طرفدار فرد مقابله هم همین نظر رو در مورد کاندیدای خودش داره.
آیا این جالب نیست؟
از اون جالبتر آیا این نیست که اینها به من هیج ربطی نداره ولی تحت تأثیر جو اطراف من هم استرس نتیجه رو دارم و برای انتخابات پست میذارم؟
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
بگم چی شد؟
یکککک عالمه از عکسامو اشتباها حذف کردم :'( کلی خاطره دود شد رفت هوا! چون من یه نیمچه آلزایمری دارم که به تدریج داره پیشرفت میکنه (به تشخیص خودم)
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
لطفا خواهشا استدعا میکنم، برای یکی از عزیزانم دعا کنین، خیلی دعا کنین، از ته دل دعا کنین. به یه بیماری خطرناک و کشنده مبتلا شدن و ما خیلی نگرانیم. خیلی نگرانیم.
+ یا مَنِ إسْمُهُ دَواء، وَ ذِکْرُهُ شِفاء... إرْحَمْ مَن رَأسُ مالِهِ الرَّجاء
برچسب:
نویسنده: مریم صفری